اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

386

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

فرزندان و زنانشان و اينان مهاجرين اوليناند [ 1 ] و آنها را نزد نجاشى مقام و منزلتى بود ، نزد جعفر مىفرستاد و از آنچه مىخواهد پرسش مىكرد ، پس چون خبر اين قضيه به قريش رسيد ، عمرو بن عاص و عمارة بن وليد مخزومى [ 2 ] را با هديه هايى نزد نجاشى فرستادند [ 3 ] و از او خواستند تا آن دسته از ياران رسول خدا را كه نزد او رفته‌اند ، بسوى آنان بازگرداند و گفتند : كمخردانى از قريش از دين ما بيرون رفته و مردگان ما را گمراه خوانده و خدايان ما را بد گفته‌اند و اگر آنان را با عقيده اى كه دارند واگذاريم ، ايمن نيستيم كه دين تو را تباه سازند . پس چون عمرو و عماره اين پيام را به نجاشى گفتند ، پى جعفر فرستاد و از او پرسيد . جعفر گفت : اينان را بدترين كيشى است چه سنگ را پرستش مىكنند و براى بتها نيايش دارند و پيوند خويشاوندى را مىبرند و ستم را به كار مىبرند و حرامها را حلال مىشمارند ، اكنون خداى در ميان ما پيمبرى فرستاده است كه از بزرگوارترين و سزاوارترين و راستگوترين و محترم ترين رجال ما است ، پس بفرمان خدا به رها كردن پرستش بتها و دورى كردن از - بيدادگريها و حرامها و به كار بستن حق و پرستش خداى يگانه امر كرده است . نجاشى هديه ها را به عمرو و عماره پس داد و گفت : مردمى را كه در پناه من آمده‌اند و دين حق دارند بشما كه دين باطل داريد تسليم كنم ؟ آنگاه به جعفر گفت : چيزى از آنچه بر پيمبر شما نازل شده است ، بر من بخوان . جعفر « كهيعص » را تلاوت كرد

--> [ 1 ] طبقات ابن سعد ج 1 ص 203 - 207 . [ 2 ] ابن هشام ج 1 ص 357 : عبد الله بن ابى ربيعه . [ 3 ] امتاع الاسماع : بقولى پس از جنگ بدر ، و بقول ابو نعيم حافظ عمرو بن عاص را دو بار فرستادند ، يك بار با عمارة بن وليد و بار ديگر با عبد الله بن ابى ربيعة بن مغيره .